



یا امام حسین (ع)

با كاروان كربلا
اين حسين کيست که دلها همه ديوانه اوست
اين چه شمعي است که جانها همه پروانه اوست
........................................................................

هرکه سرباز خدا نيست نماند برود
هرکه در بند وفا نيست نماند برود
..................................................................
خدايا امتحان سختي از حسين (ع) گرفتي
خدايا موسي را از درياي طوفاني گذراندي و كليم الله كردي
خدايا ابراهيم را به امتحان سر نبريده اسماعيل خليل الله كردي
ولي خدايا با حسين (ع) چه كردي؟
...............................................................................................
خدايا مسيح را از فتنه يهودا رهاندي و به اسمان بردي و روح الله كردي
خدايا انبياء واولياء را به يكي دو بلا امتحان كردي و خلعت دادي
ولي ببين با حسين چه كردي
.............................................................................................
خدايا 70 بلا در 7 سال بر ايوب نازل كردي و عاقبت مزدش را در همين دنيا دادي
ولي خدايا 7000 بلا را در 7 روز بر حسين (ع) نازل كردي
ببين با حسين ع چه كردي.............با حسين..........چه كردي ......................كردي
..........................................................................................
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
............................................................................................
مقام امام حسین(ع) در روایات
در حديث صحيحي آمده است: پيامبري نيست مگر اين که سرزمين کربلا را زيارت کرده و به آن سرزمين خطاب کرده که ماه درخشندهاي را در تو دفن مينمايند.
حضرت نوح در کربلا
وقتي کشتي نوح بر روي آب سير ميکرد به سرزميني رسيد که نوح از تلاطم شديد آن ترسيد که کشتي غرق شود. گفت:"طفت الدنيا و ما اصابني فرع مثل هذه الارض"؛ همه دنيا را دور زدم و مثل اين سرزمين، دلهره و نگراني به من دست نداد، جبرئيل نازل شد و گفت: "اينجا سرزمين کربلا و قتلگاه حسين عليه السلام فرزند آخرين پيغمبر خدا است." حضرت نوح و اصحابش براي مظلوميت آن حضرت گريه کردند و بر قاتلش لعن نمودند.
حضرت ابراهیم در کربلا
شيخ الانبياء، حضرت ابراهيم عليه السلام وقتي سوار بر اسب بود، از اين سرزمين ميگذشت، پاي اسبش لغزيد و از اسب زمين خورد و سرش شکست، گفت:"الهي ما حدث مني؟"؛ خدايا! چه لغزشي از من سر زده که اين چنين شد؟ به اراده الهي اسبش به سخن آمده و گفت: اين سرزمين کربلاست و فرزند آخرين پيامبر الهي را در اينجا ميکشند؛ به خاطر همدردي با خون پاک آن عزيز زهرا خون سرت جريان پيدا کرد.
حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلوات الله علیه در کربلا
ححضرت فرمودند مرا به سرزميني سير دادند، که گفته ميشد اينجا کربلاست (سرزمين حزن و اندوه) "و اُريتُ فيهِ مَصرَعَ الحُسَينِ عليه السلام وَ اصحابه؛ و در آنجا قتلگاه فرزندم حسين و اصحاب با وفايش را به من نشان دادند، و در آنجا يک مجلس سوگواري و عزاداري برپا شد.
حضرت سید الاوصیاء امیرالمومنین (ع) در کربلا
ابن عباس ميگويد: همراه حضرت علي عليه السلام در مسير صفين بودم، وقتي به دشت کربلا (ساحل فرات) رسيديم پياده شديم. ناگهان آن حضرت با صداي بلند گريه کردند و فرمودند: "يَابنَ عباس أتعرف هذا الموضع؟"؛ آيا اين سرزمين را ميشناسي؟ عرض کردم: نميشناسم. حضرت فرمودند: اگر مانند من ميشناختي از اينجا نميگذشتي مگر اين که مانند من گريه ميکردي ... اين را فرمودند و گريه زيادي کردند طوري که اشک از محاسن شريف آن حضرت جاري و بر سينه مبارکشان ميريخت. فرمودند: "اين سرزمين کربلاست، که محل شهادت حسينم و هفده نفر از نسل من و فاطمه زهرا سلام الله عليها ميباشد و مانند مکه و مدينه و بيت المقدس شناخته ميشود.
زیارت امام حسین (ع) بزرگترین ارزش
امام صادق عليه السلام فرمودند: زيارت امام حسين عليه السلام از هر عمل پسنديدهاي ارزش و فضيلتش بيشتر است.
افتخار زمین کربلا
امام صادق (ع) فرمودند:
زمين کعبه گفت: کيست مثل من، و حال آن که خانه خداوند متعال بر من بنا شده و مردم از اطراف و اکناف به طرف من ميآيند و حرم امن الهي قرار داده شدهام
و چه فضيلتهايي که براي زيارت اين مکان مقدس وارد شده (از آن جمله: حضرت علي ابن الحسين عليهماالسلام فرمودند: تسبيح گفتن در مکه افضل است از خراج و ماليات که در راه خدا انفاق شود.(1)
و حضرت باقر عليه السلام ميفرمايند: سجده کننده در مکه به منزله در خون غلطيدن در راه خداست. در روايتي ديگر آوردهاند که طعام خوردن در مکه به منزله روزه داشتن در غير مکه است. و راه رفتن در مکه عبادت خداوند است.(2) و در ادعيه بسياري درخواست زيارت خانه خدا وارد شده است.
با اين حال خداوند به زمين کعبه خطاب کرد: ساکت باش که فضيلت تو در برابر فضايل زمين کربلاي حسين چون سوزني باشد و اگر نبود خاک و تربت کربلا، هرگز تو را فضيلت نداده بودم و اگر کساني که کربلا ايشان را در بردارد (حضرت سيد الشهدا و اصحابش) نبودند، تو را و آنچه تو هم اکنون به آن فخر ميکني نميآفريدم.
خداوند کربلا را بهترین زمین در بهشت قرار داده است
مقایسه انفاق در حج و در مسیر کربلا
عبدالله بن سنان ميگويد: به امام صادق عليه السلام عرض کردم: فدايت شوم پدرت درباره انفاق در راه حج ميفرمودند به هر درهمي که در اين راه خرج کني براي او هزار درهم حساب ميشود. کسي که در مسير زيارت امام حسين عليه السلام انفاق ميکند براي او چيست؟ حضرت فرمودند: به هر درهمي که در اين مسير صرف ميکند: هزار هزار هزار(تا ده مرتبه هزار را تکرار کردند) براي او حساب ميشود و علاوه بر اين رضايت و خشنودي خداوند و دعاي خير پيامبر اکرم صلي اله عليه و آله و حضرت علي عليه السلام و ائمه معصومين عليه السلام براي اوست.(3)
ثواب زیارت امام حسین (ع) برابر بیست حج
راوي ميگويد: امام صادق عليه السلام به من فرمودند: تاکنون چند مرتبه حج را بجا آوردي؟ عرض کردم: نوزده مرتبه. فرمودند: اگر حجت را بر بيست برساني (در ثواب) مثل کسي هستي که يک بار قبر امام حسين عليه السلام را زيارت کرده است.(4)
در روايت ديگري آمده که زيارت امام حسين برابر سي حج مقبول ميباشد.
در حديث ديگري از امام صادق عليه السلام آمده است که امام با يک زائر امام حسين راجع به ثواب زيارت اينگونه فرمودند: براي چه اينجا آمدهاي؟
زائر عرض کرد: براي زيارت حسين عليه السلام آمدهام. فرمود: هيچ خواستهاي نداشتي؟
عرض کرد: هيچ آرزويي مگر اين که آن حضرت را زيارت کنم و سلام دهم و به وطنم برگردم. حضرت فرمودند: شما چه ثوابي در زيارت آن حضرت ميبينيد؟
عرض کرد: ما زيارت حضرتش را مايه برکت در جان، اهل و فرزندان و مال و معايشمان و موجب برآورده شدن حاجاتمان ميبينيم.
حضرت فرمودند: آيا ميخواهي بيش از اين، از فضيلت زيارت آن حضرت براي تو بيان کنم؟ عرض کرد: اي فرزند رسول خدا زيادتر برايم بفرمائيد.
حضرت فرمودند: زيارت امام حسين عليه السلام معادل يک حج مقبول خالصانهاي ست که با رسول خدا صلي الله عليه و آله انجام شود. او از اين مقدار تعجب کرد.
حضرت فرمود: اي والله (تعجب ميکني؟) برابر دو حج. و پيوسته از زيارت آن حضرت زياد فرمودند، تا اين که فرمودند: زيارت امام حسين عليه السلام برابر با سي حج مقبول خالصانه ايست که با رسول خدا صلي الله عليه و آله بجا آورده شود.(5)
ترس از ترک شدن حج
راوي ميگويد: محضر امام صادق عليه السلام شرفياب شدم، حضرت فرمودند: امسال حج مشرف نشدي؟ عرض کردم: چيزي که حج بروم نداشتم ولي عرفه در کنار قبر امام حسين عليهالسلام بودم. حضرت فرمودند: از آنها که سرزمين منا را درک کردند کم نياوردي، بعد فرمودند:
"حقيقتا اگر اکراه اين را نداشتم که مردم حج را ترک کنند، هر آينه حديثي را براي شما (درباره زيارت امام حسين عليه السلام) بيان ميکردم که هرگز زيارت آن حضرت را ترک نميکرديد.(6)
و در حديث ديگري امام باقر عليه السلام فرمودند: اگر مردم ميدانستند چه فضيلتي در زيارت امام حسين عليه السلام است، از شوق، جان ميسپردند و نفسشان از روي حسرت و اندوه قطع ميشد.(7)
مدفن شاه شهيدان کربلا مظهر آيات يزدان کربلا
مخزن اسرار قرآن کربلا مرکز ترويج ايمان کربلا
منشاء غفران يزدان کربلا مظهر الطاف رحمان کربلا
روايات متعددي داريم که زيارت امام حسين عليه السلام معادل حج و عمره ميباشد، و روايات مختلفي که معادل يک حج، دو حج، بيست حج، سي، هفتاد، هشتاد، صد و هزار حج است و ظاهراً اين ثوابهاي مختلف به حسب مراتب معرفت و رعايت آداب و شرايط ميباشد.
1- وسائل الشيعه، ج 13، ص 288، باب 45.
2- همان.
3- مکيال المکارم، ج 2، ص 414.
4- ثواب الاعمال، ص 92، کامل الزيارات، باب 66.
5- وسائل، ج 14، باب 450.
6- وسائل، ج 14، ص 464/ بحارالانوار، ج 98، ص 91، ح 32.
7- بحارالانوار، ج 98، ص 18، ح 1.
منبع:کامل الزيارات، وسائل، ج 14، باب 45، ابواب مزار و مستدرک، ج 10، باب 34.
علت اهمیت زیارت عاشورا و فواید آن چیست؟
درباره زيارت حضرت سيدالشهدا روايات فراوانى وجود دارد(1) و در خصوص زيارت عاشوراى معروف، احاديث متعددى از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام نقل شده است.(2) امام باقر عليهالسلام اين زيارت را به يكى از اصحابش به نام «علقمة بن محمد حضرى» آموزش داده است.
از آن جا كه زيارت، نوعى اعلام موضع و مشخص كردن خط فكرى است و آثار سازنده عجيبى دارد، آن چه به عنوان متن زيارتى خوانده مىشود، از نظر محتوا و جهتدهى، از حساسيتى ويژه برخوردار است. به همين جهت، ائمه عليهمالسلام با آموختن نحوه زيارت به ياران خود، به اين عمل سازنده جهت و غناى بيشترى بخشيدهاند؛ به گونهاى كه زيارتنامههاى رسيده از معصومان عليهمالسلام - مانند زيارت جامعه كبيره، عاشورا، آل ياسين و ناحيه مقدسه - گنجينهاى از تعاليم و آموزشهاى عالى آنان است.
زيارت عاشورا - كه از تعاليم امام باقر عليهالسلام است - به سبب آثار سازنده فردى و اجتماعى و بيان مواضع فكرى و عقيدتى شيعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهميت ويژهاى دارد. شمارى از دستاوردهاى اين زيارت عبارت است از:
۱- ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان
اين محبت موجب مىشود كه زائر، آن بزرگان را الگوى خويش سازد و در جهت همسويى فكرى و عملى با آنان بكوشد؛ همچنان كه در قسمتى از زيارت، از خدا مىخواهد كه زندگى و مرگش را يكسره همانند آنان قرار دهد؛«اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد و مماتى ممات محمد و آل محمد.»
از آن جا كه اين محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت كه الهى و منسوب به اويند، محبوب واقع شدهاند - مايه تقّرب به خداوند است. در قسمتى از اين زيارت چنين مىخوانيم:«اللهم انى اتقرب اليك بالموالاة لنبيك و آل نبيك.»
۲- پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر
تكرار لعن و نفرين بر ستمگران در اين زيارت، موجب پيدايش روحيه ظلمستيزى در زائر مىشود. او با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پيروان حق و دوستان خاندان عصمت، پايههاى ايمان دينى خود را مستحكم مىكند. مگر ايمان چيزى جز حب و بغض در راه خداست؛ «هل الايمان الاّ الحب و البغض»؟ مومن واقعى در برابر ستم، بىموضع نيست؛ از ستمگر، نفرت و انزجار آشكارى دارد و با مظلوم و جبهه حق، اعلام همراهى مىكند؛«يا ابا عبدالله! انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم.»
۳- دوری جستن از خط انحراف
در اين زيارت، ريشههاى ظلم هدف قرار مىگيرد؛ «فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التى رتّبكم الله فيها.» ستمى كه در عاشورا تحقق يافت، در قلب تاريخ ستم، ريشه دارد. اين ظلم، يك حلقه از حلقههاى ستمى است كه با انحراف مسير اصيل خلافت آغاز شد.
۴- الهام گرفتن ، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه های هدایت
در اين زيارت آمده است: «فاسئل الله الذى اكرمنى بمعرفتكم و معرفة اوليائكم و رزقنى البرائة من اعدائكم، ان يجعلنى معكم فى الدنيا و الآخرة و ان يثبّت لى عندكم قدم صدق فى الدنيا و الاخرة.» زائر پس از آن كه به حق معرفت پيدا كرد و ستم و ستمگر را شناخت و از آنان دورى جست، با ثبات قدم در مكتب خاندان عصمت و پيروى عملى از آنان، خود را در مسير سعادت دنيا و آخرت قرار مىدهد؛ يعنى، اسوهها و الگوهاى هدايت را - كه از سوى خداوند منصوب شدهاند - سرمشق خود قرار مىدهد و همگامى با آنان را مىطلبد.
۵- ترویج روحیه شهادت طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا
۶- احیای مکتب و راه و هدف خاندان عصمت.
1. ابن قولويه، كامل الزيارات، ص180.
2. مجلسى، بحارالانوار، ج101، ص290/ سيد بن طاووس، اقبال الاعمال، ص38/ شيخ طوسى، مصباح المتهجد، صص 538، 542 و 547 .
منبع: مجله پرسمان، شماره 31 .
...............................................................................................................
سخنانی از بزرگان در باره امام حسین(ع)
جرجی زیدان
توماس ماسریک
توماس ماساريك مصيبتهاي امام حسين عليهالسلام را با حضرت عيسي عليهالسلام مقايسه کرده، مينويسد: «مصائب مسيح نسبت به مصائب حسين عليهالسلام مانند پر كاهي است در برابر كوهي بزرگ».
نیکلسون
نيكلسون ميگويد: «بني اميه طغيانگر بودند و قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند. مسلمين را خوار کردند و صاحبان اصلي حكومت را كشتند. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم ميكند كه خون حسين عليهالسلام به گردن بني اميه است.»
نيكلسون در جايي ديگر حادثه كربلا را موجب اتحاد ميداند و تاثر آن را در ايران ذكر ميكند.
حادثه كربلا مايه پشيماني و تاسف امويان شد؛ زيرا اين واقعه شيعيان را متحد كرد و براي انتقام حسين (ع) همصدا شدند و صداي آنها در همه جا و مخصوصا نزد ايرانيان كه ميخواستند از نفوذ عرب آزاد شوند، انعكاس يافت.»
سیمای حضرت امام حسین (ع) در اندیشه دانشوران غیر مسلمان
گاندي در تفحص زندگاني امام حسين (ع) و علت جاودانگي و پايداري آن به يك مسئله مهم رسيده و همانا درسي از سرور آزادگان اخذ کرده و آن را براي استقلال هند به كار بسته است، يعني او به پيروي از امام، به مردم هند كه طرفدار استقلال هند بودند اعلام کرد مرگ را به بازي و مسخره بگيريد و نترسيد. او در مورد مصيبت بزرگ كربلا مي گويد: آيا قلبي پيدا مي شود كه وقتي درباره كربلا سخني به گوش مي رسد،مالامال حزن و اندوه روز كربلا در دل دوستداران علي (ع) و پيروان تشيع، شعله تازه و فروزانتري برافروخت و ريخته شدن خون نواده پيغمبر (ص) با وحشيانهترين نوع و هزاران شكنجه و عذاب، خشم و نفرت زايدالوصفي در ميان پيروان امام (ع) پديد آورد كه در مصيبت كربلا دلها سخت به درد آمد و از همان وقت اين روح شهادت و فداكاري و حقير شمردن مرگ به فعاليت شيعيان قدرت دائمالتزايدي بخشيد...
من براي مردم هند چيزي تازه نياوردم، فقط نتيجهاي را كه از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگي قهرمان كربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند كردم. اگر بخواهيم هند را نجات دهيم واجب است همان راهي را بپيماييم كه حسين بن علي (ع) پيمود
جواهر لعل نهرو شهادت امام حسين (ع) و خانوادهاش را فاجعهاي ذكر كرده است كه هر سال در ماه محرم از طرف مسلمانان و مخصوصا شيعيان تجديد و به خاطر آن سوگواري برپا ميشود.
نگردد؟حتي غيرمسلمانان هم نمي توانند پاكي روحي را كه اين جنگ اسلامي در برداشت انكار كنند.
رابرت وير
رابرت وير با شش محقق ديگر كتاب جهان مذهبي را در دو جلد نگاشته اند. در اين كتاب شهادت امام حسين(ع) حادثه غم انگيز صدر اسلام آمده است و علت آن را نپذيرفتن يزيد به عنوان رهبر جهان اسلام از طرف امام حسين ثبت كرده اند.
بيعت نكردن امام حسين (ع) با يزيد موجب شد كه يزيد براي خاموش كردن هر نوع اعتراض و مخالفتي نيروهاي خويش را اعزام کند كه نتايج زير حاصل شد:
1- امام حسين (ع) و كليه اعضاي خانواده و تني از يارانش در محلي به نام كربلا عراق قتل عام شدند؛
2جامعه اسلامي با شوك مواجه شد؛
3مخالفت با بنياميه تشديد شد؛
4 پس از شهادت امام حسين عليهالسلام حمايت از ائمه (ع) تشديد شد.
ادوارد براون؛ مستشرق انگليسي
:: نوع مطلب : يا حسين
:: نوشته شده توسط : آرش کمانگیر(پسری با چشمان آبی) در جمعه هجدهم اسفند 1385
تاریخ 14 معصوم(ع)
تاريخ چهارده معصوم (ع)
..........................................
معصوم اول (ع)
پيامبر اکرم نام مبارکشان محمد(ص)ملقب به مصطفي بودند.ودر سال
عام الفيل هفدهم ربيع الاول بدنيا آمدند و نام پدرشان جناب عبدالله (ع)
ومادرشان حضرت آمنه (ع) مي باشند آن حضرت در سن ۴۰ سالگي
مبعوث به رسالت شدند ودر سال ۱۳ بعثت آن حضرت به مدينه هجرت
نمودند و تقريبا ۲۳ سال مدت نبوت ظاهري آن حضرت بوده و در سن
۶۳ سالگي در سال دهم از هجرت و در روز ۲۸ ماه صفر به دست دو
زن مسموم شده و رحلت فرمودند.
..........................................
معصوم دوم (ع)
نام مبارکشان علي ملقب به مرتضي(ع)ودر سال۳۰از عام الفيل در ۱۳
رجب المرجب در ميان کعبه بدنيا آمدندآن حضرت اولين خليفه و جانشين
پيامبراکرم(ص)بودند.نام پدرشان عامرملقب به ابوطالب(ع)بوده ونام
مادرشان فاطمه بنت اسد(ع)بوده است آن حضرت اولين خليفه بلافصل
و جانشين پيامبر اکرم(ص)بودندومدت امامت آنحضرت تقريبا۳۰سال بوده
که۲۵سال آن رادرشدت مصائب وغضب خلافت بسربردندکه از جمله آن
مصائب قتل همسر گرامش(ع)وفرزندش جناب محسن (ع)بوده وتقريبا
۵سال خلافت ظاهري آن حضرت بوده تا اينکه در سال ۴۵ازهجرت درسن
۶۳سالگي ودر ليالي قدر بوسيله ضربت ابن ملجم مرادي به شهادت رسيدند.
.........................................
معصوم سوم (ع)
دختر گرامي پيامبر اسلام نام مبارکشان فاطمه ملقب به زهرا (ع) بوده ودر سال
پنجم بعثت در ۲۰ جمادي الثاني بدنيا آمدند. نام مبارک مادرشان خديجه(ع)بوده
و عمر آن حضرت تقريبا ۱۸ سال بوده و علت رحلت آن بانوي بزرگ اسلام هجوم
و ضربات عمر بن الخطاب و همراهانش بوده و در سال يازدهم هجري طبق
وصيت آن حضرت اميرالمومنين(ع)در شب بدن مطهرش را غسل و کفن نموده
و غريبانه به خاک سپرد و به علت اختناق و عداوت با آن حضرت تاريخ دقيق
شهادت و رحلت آن حضرت مخفي ماند لذا بعضي از مورخين ۱۷ ربيع الثاني
و بعضي ۱۳ جمادي الاول و بعضي ديگر ۳جمادي الثاني را روز شهادت آن
بانوي بزرگ اسلام مي دانند.
...............................................
معصوم چهارم (ع)
نام مبارکشان حسن ملقب به مجتبي (ع) در سال ۳۰ از هجرت و در مدينه ماه مبارک رمضان به دنيا آمدند مادر گراميشان حضرت فاطمه زهرا (ع)و پدر بزرگوارشان حضرت اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع) مي باشد و تقريبا ۴۵ سال عمر کردند که ده سال از عمر شريفشان منصب امامت را عهده دار بودند.ودر سال ۴۹ هجري در ۲۸ صفر شهيد شدند آن حضرت بدست همسرش جعده بنت اشعث و به تحريک و مکر معاوية بن ابي سفيان در حالي که روزه دار بودند در هنگام افطار مسموم شدند و به شهادت رسيدند و در بقيع به خاک سپرده شدند.
...........................................................
معصوم پنجم (ع)
نام مبارکشان حسين ملقب به سيد الشهداء (ع) در روز ۳ شعبان المعظم سال ۴ هجري بدنيا آمدند و مادر گراميشان حضرت فاطمه زهرا(ع) و پدر بزرگوارشان حضرت اميرالمومنين علي (ع) بن ابي طالب (ع) است مدت عمر آن بزرگوار ۵۸ سال بوده و مدت امامت آن حضرت نيز ۱۲ سال بوده و در سال ۶۱ هجري به امر يزيد بن معاويه بوسيله هزاران نفر که در کشتن آن حضرت شريک بودند به شهادت رسيد و در زمين کربلا به خاک سپرده شدند.
..............................................................
معصوم ششم (ع)
نام مبارکشان علي ملقب به سجاد (ع) مي باشد آن حضرت در روز ۵ شعبان در سال ۳۸ هجري بدنيا آمدند پدر بزرگوارشان حضرت امام حسين(ع) و مادر گراميشان جناب شهربانو دختر يزدجرد پادشاه فارس بوده و ۵۷ سال عمر نمودند و ۳۴ سال مدت امامت آن حضرت بوده و در سال ۹۵ هجري در روز ۲۵ محرم شهادت رسيدند.
............................................................
معصوم هفتم (ع)
نام مبارکشان محمد ملقب به باقرالعلوم (ع) در روز اول ماه رجب المرجب سال ۵۷ هجري بدنيا آمدند. پدر بزرگوارشان حضرت امام زين العابدين علي بن الحسين (ع) و مادر گراميشان جناب فاطمه (س) دختر امام حسن مجتبي(ع) بوده مدت عمر آن حضرت ۵۷ سال که ۱۹ سال از آن مدت امامت آن حضرت بوده است آن حضرت در سال ۱۱۴ هجري در ۷ ذي الحجة الحرام بدست ابراهيم بن وليد مسموم و شهيد شدند.
...........................................
معصوم هشتم (ع)
نام مبارکشان جعفر ملقب به صادق (ع) آن حضرت در سال ۸۰ هجري در روز ۱۷ ربيع الاول بدنيا آمدند پدر بزرگوارشان حضرت امام محمد باقر (ع) و مادر گراميشان جناب ام فروة دختر قاسم بن محمد بن ابي بکر بوده آن حضرت ۶۸ سال عمر نمودند و مدت امامت و خلافت آن حضرت ۳۴ سال بوده و در سال ۱۴۸ در روز ۲۵ شوال به دست منصور دوانقي مسموم و شهيد شدند.
......................................................
معصوم نهم (ع)
نام مبارکشان موسي ملقب به کاظم (ع) آن حضرت در سال ۱۲۸ هجري ۲۵ ماه رجب (به نقل ملا محمد باقر بن محمد تقي رشتي) بدنيا آمدند و پدر بزرگوارشان حضرت امام جعفر صادق (ع) و مادر گراميشان جناب حميده بوده آن حضرت ۵۵ سال عمر نمودند و ۳۵ سال مدت امامت آن حضرت نيز بوده و در سال ۱۸۳ هجري شهيد شدند آن حضرت بوسيله هارون الرشيد مسموم و به شهادت رسيد و در مقابر قريش کنار شهر بغداد به خاک سپرده شد آن هم اکنون معروف به کاظمين است.
.........................................................
معصوم دهم (ع)
نام مبارکشان علي ملقب به رضا(ع)آن حضرت در ۱۵ ذيقعدة الحرام سال ۱۴۸ هجري بدنيا آمدند پدربزرگوارشان حضرت امام موسي بن جعفر (ع) ومادر گراميشان جناب خيزان مارسيه وبه نقلي تکتم نام داشت مدت عمر آن حضرت ۵۴ سال ومدت امامت آن حضرت ۱۹ سال بوده ودر سنه ۲۰۲ هجري آخر ماه صفر بوسيله مامون عباسي مسموم وبشهادت رسيد ودر شهر طوس بالاي سر هارون الرشيد به خاک سپرده شد
.............................................................
معصوم يازدهم (ع)
نام مبارکشان محمد ملقب به تقي (ع) در سال ۱۰ رجب المرجب ۱۹۵ هجري چشم به جهان گشود نام پدر بزرگوارشان حضرت امام رضا (ع) ومادر گراميشان جناب ريحانه از اهالي حوالي حبشه بوده آن حضرت ۲۵ سال عمر نمودند ودر آخر ذيقعدةالحرام سال ۲۲۰ شهيد شدند .
............................................
معصوم دوازدهم (ع)
نام مبارکشان علي ملقب به هادي (ع) دردوم رجب سال ۲۱۲ هجري بدنيا آمدند پدر بزرگوارشان حضرت امام محمد تقي (ع) و مادر گراميشان جناب سمانه نام داشته و آن حضرت ۴۲ سال عمر شريفشان بوده و ۲۶ جمادي الثاني سال ۲۵۴ شهيد شدند.ومدت امامت آن حضرت ۳۴سال بوده و آن حضرت را متوکل عباسي به سامراء منتقل نموده و سپس بوسيله سم به شهادت رسانيد و در خانه خودشان در شهر سامرا به خاک سپرده شدند.
....................................
معصوم سيزدهم (ع)
نام مبارکشان حسن ملقب به عسکري (ع) ولادتشان در ۱۰ ربيع الثاني سال ۲۳۲ واقع شد و پدر بزرگوارشان حضرت امام علي الهادي (ع) و مادر گراميشان جناب حديثه بوده آن جناب ۲۸ سال عمر مبارکشان بوده و مدت امامت آن حضرت ۶سال بوده و در هشتم ربيع الاول سال ۲۶۰ هجري بويسله معتمد عباسي مسموم و به شهادت رسيدند و در کنار قبر پدرش حضرت امام هادي (ع) به خاک سپرده شدند.
........................................
معصوم چهاردهم (ع)
آن حضرت همنام پدر بزرگوارشان رسول خدا (ص) مي باشند و از ذکر نام خاص آن حضرت نهي شده است و القاب متعددي براي آن جناب ذکر شده که يکي از آنها بقية الله مي باشد آن جناب در سنه ۲۵۶ هجري در نيمه ماه شعبان المعظم متولد شدند پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسکري (ع) و مادر بزرگوارشان جناب نرجس خاتون (س) مي باشد و در سن ۴ سالگي پدر بزرگوارشان شهيد شد و در سال ۲۶۰ هجري غيبت صغري آن حضرت بود و در سال ۳۲۹ هجري غيبت کبري آن حضرت آغاز شد و تا زماني که بشريت آماد گي پذيرش حقائق را نداشته باشد آن حضرت ادامه خواهد داشت و در طول دو غيبت صغري و کبري جمع بسياري به شرف ملاقات و ديدار با آن جناب نائل آمدند و هم اکنون آن حضرت زنده و حجت خداوند هستند تا زمين را پر از عدل و داد کنند و روز ظهور و قيام آن حضرت را روز ظهور و قيامت صغري نيز مي نامند.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
.............................................
فضيلت هايي در باره فاطمه (س)
در کتاب صحيفه فاطميه ص۲۳ نويسنده حميد احمدي جلفاني
فضيلت اول
قال رسول الله (ص) فرمودند:
فاطمه پاره تن من است هر که او را شاد کند مرا شاد کرده و هر که او را اندوهگين سازد مرا اندوهگين سازد. مرا اندوهگين ساخته است و فاطمه براي من عزيز ترين ترين خلق است .
فضيلت دوم
حضرت علي (ع) فرمودند:
همانا حسن و حسين (ع) فرزندان امت اسلام هستند و آنها همچون چشمان محمد(ص) هستند و من به منزله دو دست و بازوان او و فاطمه (ع) روح و جان وي است و ما اهل بيت همگي همچون کشتي نوح هستيم که هر که بر آن سوار شود.نجات يافته و هرکه از آن اعراض کند غرق خواهد شد.
فضيلت سوم
نبي اکرم (ص) فرمودند:(آنگاه که در شب معراج)
داخل بهشت شدم ديدم بر در بهشت با خط طلا اين چنين نوشته اند معبودي جز خداوند يگانه نيست محمد(ص) حبيب خداست علي (ع) ولي خداست فاطمه (ع) بنده مخصوص خداست حسن و حسين (ع) بندگان خالص و برگزيده خدا هستند و لعنت خدا بر دشمنان همه آنها باد.
فضيلت چهارم
راوي (ابا صلت) مي گويد:
خدمت امام رضا (ع) عرض کردم يا ابن رسول الله (ص) مرا از آن درختي که (به فرمايش قرآن کريم) آدم و حواء (ع) از آن خوردند (واز بهشت خارج شدند) با خبر کن که چه نوع درختي بود؟ (چرا که) مردم در آن اختلاف دارند عده اي روايت مي کنند که آن درخت درخت گندم بود و برخي روايت مي کنند درخت انگور بوده و برخي ديگر آن را درخت حسد نقل مي کنند (به فرمائيد حقيقت امر چه بود؟)امام (ع) فرمودند. همه آن اقوال درستند. عرض کردم معني اين وجوه مختلف چيست؟ (و چگونه قابل جمع با هم ديگر هستند) فرمودند .اي اباصلت؟ درختان بهشتي ثمرات مختلفي را مي توانند بار دهند (و مثل درختان اين دنيا نيستند که فقط يک نوع ثمره دهند) و آن درخت درخت گندم بود (ولي در عين حال) انگور هم داشت (و اما حقيقت ماجرا به صورت کامل اين چنين بود که) وقتي خداوند متعال (حضرت آدم عليه السلام) را خلق فرمود و سپس او را با به سجده در آوردن ملائکه اش مورد تکريم و تعظيم خويش قرار داد حضرت آدم (ع) در پيش خودش گفت آيا خداوند بشري برتر از من نيز خلق کرده است؟ و چون خداوند از آنچه از فکر آدم گذشت آگاه شد. خطاب به آدم (ع)فرمود اي آدم سرت بالا برده و به انتهاي عرشم نگاه کن و آدم چون به طرف عرش الهي نگاه کرد ديد در انتهاي عرش اين چنين نوشته
لااله الا الله محمد رسول الله و علي بن ابي طالب امير المومنين و زوجته فاطمه سيده نسآء العالمين والحسن والحسين شيدا شباب اهل الجنته
پس آدم (ع) عرض کرد: پروردگارا اينها چه کساني هستند؟ خداوند (عز و جل ) فرمودند: آنها از ذريه تو هستند و ليکن از تو و از تمام مخلوقاتم برتر هستند و اگر آنها نبودند نه ترا مي آفريدم و نه بهشت و جهنم را و نه آسمان و زمين را
( و تو اي آدم )مبادا به چشم حسد به ايشان نگاه کني که در اين صورت ترا از جوار رحمت خويش دور خواهم ساخت
(و سپس چون) آدم عليه السلام به چشم حسد به ايشان نگريست و مقام و تا (با وسوسه او ) از درختي که خداوند از آن نهي فرموده بود تناول کنند و از جوار الهي خارج شود.
و چون حضرت حوا نيز به چشم حسد به مقام و منزلت حضرت فاطمه زهرا (ع)نگاه کرد خداوند متعال شيطان را بروي مسلط نمود تا او هم از آن درخت (ممنوعه) همچون آدم (ع) تناول کند و (بدين ترتيب)خداوند عز و جل هر دو را از بهشت خود خارج ساخته و از جوار رحمت خويش به عالم خاک (دنيا)منتقل شان ساخت.
................................................................
فضيلت پنجم
امام صادق(ع) فرمودند: همانا خداوند تبارک و تعالي (آنگاه که فاطمه عليه السلام را به زوجيت علي عليه السلام در آوردند) يک چهارم دنيا را مهريه ايشان قرار داد پس يک چهارم دنيا مال حضرت فاطمه (ع)مي باشد و (همچنين خداوند متعال)بهشت و جهنم را به عنوان مهريه ايشان مقرر فرمود و حضرت فاطمه زهرا ( که بهشت و دوزخ از آن ايشان است شخصا) دشمنان خودراد اخل در جهنم کرده ودوستانش راوارد بهشت خواهد ساخت وهمانا فاطمه (ع)بزرگترين صد يقان بوده وپايه واساس هستي بر پايه معرفت آن حضرت بنا نهاده شده است.بيان و حقير مي گويم با توجه به اين که در ساير اخبار و روايات از بقيه حضرات معصوم(ع)نيز به عنوان قسمت کننده هاي بهشت و د و زخ وبه عباراتي قسيم النارو الجنته تعبير شده است فلذا عموما مي توان گفت که تقدير وسر نوشت نهايي هرشخصي برعهده صاحب مولا و امام معصوم(ع)اوست که برات نهايي از آتش و يا جواز ورود به بهشت راصادر خواهد نمود و بالاتر ازآن همان گونه که درروايات معتبر ما وارد شده خود محبت و ولايت ايشان برات ازآتش و جواز ورود به بهشت خلدبرين است کما اينکه رسول الله(ص)خطاب به حضرت علي(ع)چنين فرمودند.اي علي من وتو وجبرئيل در روز قيامت بر سر پل صراط مي نشينم وبه هر براتي از ولايت تو و خاندان تو نداشته باشد حق عبور نمي دهيم يا علي مدد
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
................................................................
در کتاب صحيفه فاطميه ص ۱۱۵ نويسنده حميد احمدي جلفاني
(کلام حضرت به عمر از پشت در)
اين کلام در متن نامه اي که عمر آن را به معاويه نوشته (و در آن ماجراي پشت در را به معاويه لعنهم الله با افتخار توضيح داده است ) آمده و در اکثر منابع روايي شيعه و سني اين نامه مضبوط است و البته اين خبر طولاني بوده ودر آن ماجراي آتش زدن در خانه و نحوه بين در و ديوار ماندن حضرت فاطمه زهرا (ع) به طور کامل از زبان خود عمر شرح داده شده است و حرفهايي را که بين او و حضرت فاطمه(ع)رد و بدل شده آمده است و ليکن ما در اينجا تنها برخي از کلمات نسبتا طويل آن حضرت که در آن نامه از زبان حضرت فاطمه (ع) نقل شده را در کنار هم قرار داده و آورده ايم و اما ابتداي آن نامه بدين شرح است که عمر مي نويسد به در خانه علي رفتم تا او را براي بيعت کردن پيش ابي بکر ببرم و چون در را زدم....
فاطمه(ع) خارج شده و از پشت در اين کلمات را ايراد کردند. اي دروغ گويان گمراه چه مي گوئيد و چه مي خواهيد اي عمر آيا از خداوند نمي ترسي که اين چنين وحشيانه و با زور به خانه ام ( که جبرئيل بدون اذن بر آن وارد نمي شود) وارد مي شوي و آيا با (خشم و سياهت که) حزب شيطان (هستند) مرا مي ترساني مگر نمي داني که حزب شيطان ضعيف و ناتوان است.
واي بر تو اي عمر اين چه جرات و جسارتي است که بر خدا و رسول خدا نشان دادي آيا مي خواهي نسل پيامبر را نابود کني و نور او را خاموش سازي و آيا نمي داني که اين چراغ را خداوند متعال بر افروخته است و کسي نمي تواند آنرا خاموش سازد.
اي عمر؟ اين طغيان و سرکشي تر است که اين چنين مرا به ميان کوچه کشانده و مجبور مي سازد که حجت را بر تو و بر ياران گمراه تو تمام کنم.
اي پسر خطاب بدان که اگر اکراه نداشتم که عده اي بي گناه به بلاي تو بسوزند هر آينه خداوند را سوگندي مي دادم که به سرعت بلايي بر شما نازل مي کرد و همه تان را هلاک مي ساخت.
در ادامه نامه عمر مي نويسد سپس دستان فاطمه را که دستگيره در را گرفته بود و مانع باز شدن آن مي شد با تازيانه به شدت کوبيدم و آنگاه صداي گريه و فرياد او آن چنان از پشت در بلند شد که دلم را اندکي نرم و منصرف کرد ولي چون کينه علي و کيد محمد را دوباره به ياد انداختم (اهميت ندادم و) چنان در را با لگد کوبيدم که پهلو و شکمش با در يکي شد و فرياد زد اي پدر، اي رسول خدا شاهد باش که چگونه با حبيبه و دخترت رفتار مي کنند اي فضه، بگير مرا، به خدا که محسنم کشته شد و در خبري ديگر خود حضرت فاطمه (ع) آن مصيبت عظمي و تاريخي را اين چنين شرح مي دهد که
آنها هيزم خشک و زود مشتعل بر دور خانه ام چيدند و سپس آتش آوردند تا ما و خانه ما را يکجا به سوزانند و من در پشت در ايستادم و آنها را به خدا و پدرم رسول خدا (ص) سوگند دادم تا شايد دست بر داشته و يا احيانا عده اي از مردم به ياري ما بشتابند ولي عمر تازيانه را از دست قنفذ غلام ابي بکر گرفته و چنان بر مچ دستانم کوبيد که دستانم زخمي و جويده شدند و سپس آن چنان با لگد به در کوبيد که در به شدت به صورت من که حامله بودم برخورد کرد و من با صورت به زمين افتادم آنگاه شعله هاي آتش بالا آمده و صورتم را سوزاندند و در همان حال عمر چنان سيلي بر صورتم زد که بند گوشواره ام باز شد و بر زمين افتاد و پس از آن لشگر او چنان وحشيانه و با زور به خانه من هجوم آوردند که مرا در پشت در له ساختند و من محسنم را در پشت در سقط کردم.
.....................................................
چهار فضيلت از فضائل علي بن ابيطالب (ع)
يک: آنکه پيامبر اکرم(ص) دخترش فاطمه زهرا (س) را به علي بن ابيطالب (ع) داد و آن حضرت پنج فرزند براي حضرت علي و رسول اکرم (ص) آورد يعني نسل رسول اکرم (ص) از آنها به وجود آمد و اينکه اگر علي (ع) نبود از آدم تا قيامت همسري که لياقت ازدواج با فاطمه (ع) را داشته باشد يافت نمي شد اين به آن معني است که علي بن ابيطالب (ع) مقام و عظمتش از حضرت ابراهيم و حضرت موسي به مراتب بالاتر است.
دوم:آنکه پيغمبر اکرم (ص) دستور فرمود در هاي تمام خانه هائي که به مسجد باز مي شد ببندند مگر درب خانه علي بن ابيطالب (ع) را و آن به اين معني است که هيچ يک از اصحاب پيغمبر اکرم (ع) به عظمت و مقام علي بن ابيطالب (ع) نمي رسد و او تنها همدوش پيغمبر اکرم (ص) است
سوم:در جنگ خيبر پيامبر اکرم (ص) فرمود. فردا راية و پرچم را به دست کسي مي دهم که خدا و پيامبر او را دوست دارند و او هم خدا و پيغمبر را دوست مي دارد آن وقت پرچم را به علي بن ابي طالب (ع) داد.
چهارم:آنکه پيامبر اکرم (ص) از جانب خداي تعالي دستور فرمود که هر کس مي خواهد با پيامبر اکرم (ص) در خلوت حرف بزند و با او ملاقات کند بايد قبل از ورود و ملاقات با آن حضرت صدقه بدهد هيچ کس جزء علي بن ابيطالب (ع) اين کار را نکرد و مردم در اينجا به غير از علي بن ابيطالب (ع) بسيار بد امتحان دادند.
زرندي حنفي در كتاب نظم در السمطين ص 113 نقل مي كند كه پيامبر اكرم (ص) به علي بن ابيطالب (ع) فرمودند:
اي علي به تو سه چيز داده شده که به احدي حتي به من داده نشده است يکي آنکه تو داماد مني ولي من اين گونه ( يعني داماد پيغمبر (ص) نيستم و اين چنين پدر زني ندارم و به تو زني مثل فاطمه صديقه (ع) دختر من عنايت شده ولي به من مثل او زني عنايت نشده است.
و به تو پسراني از صلب خودت مثل حسن و حسين (ع) عنايت شده ولي از صلب من مثل آنها به من داده نشده است در عين حال شما از من هستيد و من از شمايم
توضح آنکه اگر چه حضرت امام حسن و امام حسين (ع) فرزندان پيغمبرند ولي چون فرزندان بلاواسطه آن حضرت نيستند و در مقابل فرزندان بلاواسطه علي بن ابيطالب (ع) اند خود امتيازي است که رسول خدا (ص) به آن ها اشاره مي فرمايند.
.............................................................
خصوصيات رسول اکرم (ص)
امام باقر (ع)فرمودند:در رسول اکرم (ص) سه خصوصيت وجود داشت که در هيچ کس نبود
اول:سايه اي نداشت (يعني وقتي در آفتاب راه مي رفت سايه نداشت )
دوم:از جايي عبور نمي فرمود مگر آنکه تا دو روز بوي عطر آنحضرت از آنجا به مشام مردم مي رسيد
سوم: به هيچ سنگ ودرختي عبور نمي فرمود مگر آنکه برايش سجده تعظيم (مناسب حال خود ) مي کردند.
اللهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم
..............................................................
در کتاب ، در پرتو ولايت ص۲۹
(عبادت بدون محبت بي اثر است)
ابن امامه باهلي نقل مي کند که پيغمبر (ص) چنين فرمود:
و لوء ان عبدا الله...اگر بنده اي از بندگان ، خدا را عبادت کند و بهترين مرکز روي زمين را هم براي عبادت انتخاب کند يعني کنار خانه خدا بين صفا و مروه چقدر و چند سال عبادت کند الف عام هزار سال خدا را عبادت بکند سپس هزار سال ديگر خدا را عبادت بکند سپس هزار سال ديگر خدا را عبادت بکند يعني سه هزار سال در کنار خانه خدا بين صفا و مروه عبادت بکند يعني آن قدر عبادت بکند که از کثرت عبادت مثل يک درخت فرتوت از کار افتاده کهنسالي بشود که در حال پوسيدگي است اما محبت ما خاندان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) را درک نکند به خاندان من محبت نداشته باشد و علاقه نشان نده خداوند او را با دماغ و صورت به جهنم و آتش مي افکند. اين نکته را ياد آوري کنم که در کتابهاي اهل سنت و شيعه روايات زيادي در باره دوستي خاندان اهل بيت آمده است.
در ص ۳۹ همين کتاب آمده که :پيامبر (ص) مي فرمايد چهار تا طايفه و دسته از امتانم را در فرداي قيامت شفاعت مي کنم. اين ها کيستند؟ ولو اينکه با گناهان همه اهل دنيا بيايند. اول: مردي که ذريه مرا ياري کند دوم: مردي که در تنگ دستي به اهل بيت من و به ذريه من کمک مالي بکند سوم:بايد در بين مردم بگويد بايد تبليغ کند بايد حمايت کند اين حمايت را بايد در ميان جامعه هم با زبان هم با قلب نشان بدهد.چهارم:مردي که در بر آوردن احتياجات ذريه من آن هنگامي را که مردم جامعه آنها را طرد کرده و رها کرده اند در آن موقعيت به ذريه من کمک و ياري بکند.
دشمنان ائمه در کتاب خدا و طاغوت از زبان امام صادق (ع)
امام صادق (ع) مي فرمايند:که دشمنان ما در کتاب خدا يعني قرآن اينها هستند. فحشاء و منکرات اينها دشمنان ما هستند آن کسي که دنبال فحشاء و منکرات است نمي تواند جزء محبان اهل بيت پيغمبر (ص) باشد امام صادق (ع) مي فرمايند .اينها نمي توانند از دوستان ما باشند بر عکس اينها دشمنان ما هستند بغي را در روايات دو معنا کرده اند يکي ظلم و ستم به ديگران و معني ديگرش يعني کسي که به جنگ خدا رفته است البته به يک معنا آن کسي که به انسانهاي ديگر ظلم مي کند آن هم در واقع به جنگ خدا مي رود اما معني اصطلاحيش در روايات اين است آن کسي که از قانون خدا سر پيچي مي کند و يا عليه قانون خدا و حکومت حق قدم بر مي دارد او انسان ياغي است امام صادق(ع) مي فرمايند:آنها دشمن ما هستند يعني بت ها بحث روي اين جمله آخر است از بيان آقا امام صادق (ع) چنين استفاده مي شود يعني آنها که مي خواهند جزء محبان و دوستان ما باشند بايد اين اوصاف را نداشته باشند دنبال فحشاء و منکرات نروند دنبال بت و بت پرستي و انحراف فکري نباشند و طاغوت را تکفير کنند و در واقع تکفير طاغوت به معني دوري از دشمنان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) است.
حب اهل بيت انسان را در چندين مورد کمک مي کند
در همين رابطه به اين روايت توجه کنيد
روايت از عمروبن ثابت است که از جابر نقل مي کند . جابر يکي از صحابه خاص خاتم انبياء محمد مصطفي (ص) است که او هم از رسول خدا نقل مي کند . مردم محبت به من و اهل بيت من در هفت مورد جبران مي شود که همه آن هفت موضع وحشت ناک است.
اول:هنگام جان دادن دوم:شب اول قبر هنگام بازرسي و هنگام سوالي که مامورين الهي مي کنند سوم: هنگام قيامت چهارم:موقعي که نامه اعمالتان را به دستتان مي دهند. پنجم:موقعي که شما را پاي ترازو براي بررسي اعمال مي برند ششم:در پاي ميزان و ترازو هفتم:هنگام عبور از پل صراط آخرين مرحله که بايد از آنجا بگذريد که بعد از آن بهشت است يعني دگر بعد از آن مشکل نيست پيامبر فرمود: اگر به من و به اهل بيت من علاقه نشان بدهيد مادر اين هفت موضع به داد تان خواهيم رسيد.
محبت به اهل بيت موجب بهره مندي از شفاعت است
پيغمبر (ص) فرمودند:چهار طايفه اند که من آنها را در قيامت شفاعت مي کنم و افراديکه گناهان آنها به قدري سنگين و عظيم باشد که از هر گناهي که شما تصور بکنيد در زمين از آن سنگين تر و عظيم تر از گناهان همه اهل زمين باشد ممکن است اين سوال براي عزيزان پيش بيايد که چطور يک کسي با آن همه سنگيني گناه آن وقت شفاعت رسول خدا به او برسد.جوابش اين است که يکي از اثرات محبت به اهل بيت پيامبر و امامت و ولايت اين است که در همين دنيا گناهان انسان را حبط مي کند و از بين ميبرد وقتي آن محبت آمد و اين گناهان از بين رفت اين لياقت در فرد پيدا مي شود که پيغمبر از او شفاعت کند کما اينکه بعضي از گناهان بعضي از کارهاي نيک انسان را حبط مي کنند و از بين مي برند. اينجا هم چنين است اين عمل نيک و شايسته يعني همان رابطه و محبت گناه را حبط کرده و از بين مي برد.
اما اين چهار دسته
اول:ياور و حامي اهل بيت من باشد. آنهايي که در اين دنيا از اهل بيت من حمايت کرده اند دوم:البته دايره اين روايت يک مقداري وسيع است ذريه پيغمبر (ص) را هم شامل مي شود. سيدي از سلاله پاک پيغمبر و او چهارده قرن و يا ده ميليون سال با پيغمبر (ص) فاصله داشته باشد چون از نسل پيغمبر (ص) و ذريه حضرت فاطمه (ع) و علي است رسول خدا مي فرمايد که اگر اينها در جامعه مشکلي پیدا کرده اند مضطر و گرفتار شدند احتیاجی پیدا کرده اند و احتیاجات ذریه و اهل بیت من را بر آورده کنند توصیه می کنم به این نکته عنایت کنید. سادات و بنی الزهرا را هر جا دیدید احترامشان را نگه دارید.
سوم:اهل بیت مرا واقعا دوست بدارد هم به زبان دوست بدارد و هم از روی قلب یعنی ظاهرا اطهار محبت می کنیم اما قلب ما با دیگری است بر عکس بعضی از ما در دلمان این خانواده را دوست می داریم قلبا محبت و علاقه داریم اما در عمل که می رسد دفاع نمی کنیم آنجائی که نیاز دارد محبت قلبیمان را بروز دهیم و عملا در اجتماع از ولایت دفاع بکنیم حمایت و دفاع نمی کنیم صرف محبت خدا در قلب و صرف ایمان قلبی به خدا کافی نیست بلکه این ایمان قلبی باید در زبانت جاری شود صرف اینکه من مسلمانم کافی نیست باید خودت را در عمل نشان بدهی
چهارم:با دست و جان و وجودت از خاندان ولایت و امامت دفاع کنی حضرت امام هشتم (ع) از پدران گرامیش و آن عزیزان از رسوا خدا (ص) نقل می کنند که پیغمبر (ص) فرمود. اول چیزی که در فردای قیامت امتان من سوال می شوند محبت به اهل بیت من است
یک:اولین صفت و خصلتی که باید در انسان مؤمن وجود داشته باشد سنت و روش پروردگار است دو:دو مین صفت سّنت و روش پیامبر گرامی اسلام است سوم: سومین صفت که باید در انسان مؤمن جلوه کند و خودش را نشان بدهد سنت و روشی است که باید از ناحیه اهل بیت پیامبر (ص) داشته باشد یعنی هرمؤمن لااقل این سه صفت باید در وجودش باشد یک روش از طرف خدا روش دوم از طرف پیغمبر و روش سوم از ناحیه علی و یازده فرزند علی(ع)
حالا این ها چیست امام هشتم (ع) می فرماید:
آن نشانه ای که باید از طرف خداوند در بندۀ مؤمن خدا باشد آن نگهداری اسرار مردم است و امّا روش پیغمبر آن این است که با انسانها ی جامعه با کسانی که معاشرت دارید و مرتبط هستید به مدارا رفتار کنید. امام هشتم (ع) می فرماید: روش پیغمبر این بود که با مردم مدارا می کرد یعنی سخت گیر نبود اگر می خواهی الگوی پیغمبر در تو باشد پس تو هم با مردم مدارا کن. مدارا نکردن و بی انصافی در معامله با مردم علامت این است که رابطه انسان با پیغمبر قطع شده است در بر خوردهای اجتماعی مواظب با شید دلهای برادران و خواهران ایمانی تان را به درد نیاورید اما آن صفتی که مؤ من باید از علی و یازده فرزند علی (ع) و زنان اجتماع باید از زهرا (ص) به عنوان نمونه در وجودشان داشته باشد این است که باید در سختی ها و مشکلات و در گرفتاریها صبر و استقامت را پیشه کنید هرگز بی صبری و سستی نکنید.
.................................................................
پيامبراكرم(ص) در كلام بزرگان
:: نوع مطلب :
:: نوشته شده توسط : آرش کمانگیر(پسری با چشمان آبی) در سه شنبه یکم خرداد 1386